شعر
يالیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزاً عَظیماً
هردم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله...
السلام علیک با ابالفضل العباس
مردانه بی حساب یعنی عباس جانبازی بی شماره یعنی عباس
سجاده پر ستاره یعنی عباس بردفترسبز عشق پایانی نیست
معشوق هزارباره یعنی عباس
خوبان همه قطره اند:
خوبان همه قطره اند و دریاست حسین
مردم همه بنده اند و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کرم دارد و آقاست حسین
![]()

ماه شب تار من بیا...
نظری کن، که دل غمزدگان شاد شود گذری کن، که جهانی ز غم آزاد شود
رفتی و، قلب محبان ز جفا ویران شد تو بیا تا ز قدومت، همه آباد شود


زندگی اجبار است
مرگ انتظار است
عشق یک بار است
جدایی دشوار است
فکر تو تکرار است
اگر رفتم تو یادم کن
اگر مردم تو خاکم کن
اگر ماندم به مهر خود تو شادم کن



فرا رسيدن ماه محرم ماه پيروزی خون بر شمشير را به مسلمانان جهان تسليت عرض می کنم

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.
و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!
محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.
محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.
و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.
حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.


عيد غدير خم مبارككككككككككككككككككككككككككككككككككك



تقدیم به بهترینها
عید همه مبارکککککککک
شب یلدا مبارک
عمرتون ۱۰۰ شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غم بمونه واسه فردا


چراغي در دست
چراغي در دلم.
زنگار روحم را صيقل مي زنم
آينه ئي برابر آينه ات مي گذارم
تا از تو
ابديتي بسازم.
عقل با ارزشترین نیرویی است كه خداوند در وجود انسان قرار داده و دارای تقسیمات و مراتبی است.
1. عقل نظری؛ كه كارش درك و شناخت واقعیتها و قضاوت در باره ی آنهاست.
2. عقل عملی؛ همان قوه ای است که کنش و رفتار آدمی را کنترل می کند، یا كارش درک باید ها و نباید هاست و در واقع عقل عملی مبنای علوم زندگی است و مورد قضاوت در عقل عملی این است که این کار را بکنم یا نکنم؟
از آن جا كه عقل، پدیدهای از پدیدههاست و هر پدیدهای محدود است، طبیعی است كه حیطه و گستره ی كارش نمیتواند نامحدود باشد. پس محدوده ی كار و فعالیت عقل در حیطه ی مخلوقات است و توان محدودی در شناخت خدا دارد و به ذات و کنه خدا که نامحدود است، راهی ندارد.
عقل می تواند در حوزه ی قوانین تکوین و تشریع به فعالیت بپردازد و به فهم آنها نایل آید، گرچه در هر دو حوزه نمی تواند بی نیاز از وحی باشد و دست عقل از مسائلی همچون جزئیات معاد و مناطات احکام، کوتاه است و به راهنمایی های شرع نیاز دارد.